بنام خدایی که از خاک دل آفرید

زمانی فراموشت خواهم کرد: که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و تنم در زیر خاک باشد...

نويسنده :آقایی و خانوم کوچولو
تاريخ: جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت: 19:4


بـــــا هـر نفسمـ دوستـــت دارمـ !


بـرایـتـ یـادداشـتـ مـیـنـویـسـمـ ... 

روزیـ یـادداشـتـهـایـ کـوچـکـمـ را خـواهـیـ خـوانـد..

نـگـاهـیـ خـواهـیـ کـرد .. لـبـخـنـدیـ مـیـزنـیـ و 

مـنـ بـهـ تـو خـواهـمـ گـفـتـ :

چـقـدر روزهـایـ نـبـودنـتـ ، سـخـتـ اسـتـ ... 


نويسنده :آقایی و خانوم کوچولو
تاريخ: چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت: 22:23
داغون منو غرغرهای همیشگیم عجب صبری داری خدا که ایقد تحملم میکنی خدایااااااا تمام کساییی که دوست دارن پدر و مادر بشن این لطفتو ازشون دریغ نکن واقعاسختتتتتتتته خدایاااااا هیچکس اینجور آزمایش نکن هیچکس حتی دشمنو سخته سختتتتتتتت خستم خسته خدایا بداد دل شکستم برس


نويسنده :آقایی و خانوم کوچولو
تاريخ: پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت: 18:23

 عکس, گالری عکس, عکس عاشقانه , روزگذر , عکس عشق , عکس عاشقانه با کیفیت , سایت عاشقانه , سایت عشق گالری عکس روزگذر ,  , مجموعه عکس های عاشقانه, عکس های عاشقانه مهر 92 , عکس دختر, عکس عاشقانه دختر , عکس دختر تنها , سایت روزگذر ,عکس غمگین, عکس عاشقانه , عکس ع

سلام ...سلام  

دوباره اومدم که برگی از این دفتر مجازی را سیاه کنم و خاطره ای بر رویش حک کنم 

الان بعد حدودا یکسال باز در این دفتر باز کردم ...دفتری که پر از خاطرات دوران نامزدی و ازدواج و عشقولانه های من وشوهلی هست... 

شوهلی عزززززززززیزم از همینجا میبوسمت 

الان که دارم اینجا مینویسم محرم 94 هس ::::::::::::::::یکسال هست که از شهرشوهلی شیراز به شهر خودم بوشهر تغییر مکان دادیم........... 

روزها گاهی خوب گاهی بد سپری میشود 

الان حدود چهارماهی میشه که بعد یکسال مشقت یه شغل خوب ب لطف خدای مهربون دستو پا کردیم و مشغولیم که خداشکر خوبه و راضی هستیم. 

دوست دارم اگر عمری باقی باشه سال دیگه با دست پر به شیراز برگردیم و بتونیم یه خونه نسبتا خوب و یه مغازه لباسی فروشی که در حال حاضرم شغل الانم لباس فروشی هست هستو ادامه بدم.

 

 

 

 


نويسنده :آقایی و خانوم کوچولو
تاريخ: چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت: 18:38


در اين باغ

اي بلبل

تا كي ماندن 

و جان را بر چوب خشك نهادن ؟

برف و سرما 

راه ها را همه بند اورده است 

مردي از سرما 

برگرد به وطن

برف را مگر نمي بيني در باغ ؟

به عشق كدام گل مانده اي 

اي بلبل ؟

برو به وطن 

كه دائم بهار است 

گل و غنچه هزار هزار است .


خانومي خودم با احساس آسموني خودم 

فرياد ميزنم دوست دارم . 

يا علي مدد .

نويسنده :آقایی و خانوم کوچولو
تاريخ: یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت: 18:32

آپلود عکس

ایـטּ روزهـا هَمِــﮧ آבَمـهـا בَرב בآرَنـב ؛ 

בَرב پـولـ . . .

בَرב عِـشــقـ . . . 

בَرב تَـنـهـائـﮯ...

ایـטּ روزهـا چِـقَـבر یـاבِمـاטּ مـﮯ رَوَב زِنـבِگـﮯ ڪُـنـیـمـ . . .


درباره من
برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلواتی میفرستیم و دعای فرج را زمزمه میکنیم: یا مهدی (عج)

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

*** اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+
قتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی

حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس ت بدن

حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت

وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری

دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری

حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن

وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی

..
ابزارک هاي وبلاگ